کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 131

نقل است که پیوسته می نالیدی. گفتند: ای عزیزه عالم! هیچ علتی ظاهر نمی بینیم و تو پیوسته با درد و ناله می باشی؟

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 128

    گفت: الهی این چیست که با من بیچاره می کنی؟

    #
  2. 129

    آوازی شنود که: هان! اگر می خواهی تا نعمت جمله دنیا وقف تو کنم، اما اندوه خویش از دلت وابرم. که اندوه و نعمت دنیا هر دو در یک دل جمع نیاید. ای رابعه! تو را مرادی است و ما را مرادی. ما و مراد تو هردو در یک دل جمع نیاییم.

    #
  3. 130

    گفت: چون این خطاب بشنودم چنان دل از دنیا منقطع گردانیدم و امل کوتاه کردم که سی سال است چنان نماز کردم که هر نمازی که گزاردم چنان دانستم که این واپسین نمازهای من خواهد بود و چنان از خلق سربریده گشتم که چون روز بود از بیم آنکه نباید که کسی مرا از او به خود مشغول کند. گفتم: خداوندا! به خودم مشغول گردان تا مرا از تو مشغول نکنند.

    #
  4. 131

    نقل است که پیوسته می نالیدی. گفتند: ای عزیزه عالم! هیچ علتی ظاهر نمی بینیم و تو پیوسته با درد و ناله می باشی؟

    انتخاب‌شده
  5. 132

    گفت: آری! علتی داریم، از درون سینه، که همه طبیبان عالم از درمان آن عاجزاند. و مرهم جراحت وصال دوست است. تعللی کنیم تا فردا بود که به مقصود برسیم که چون دردزده نه ایم خود را به دردزدگان می نماییم که کم از این نمی باید.

    #
  6. 133

    نقل است که جماعتی از بزرگان بر رابعه رفتند. رابعه از یکی پرسید: که تو خدایرا از بهر چرا پرستی؟

    #
  7. 134

    گفت: هفت طبقه دوزخ عظمتی دارد و همه را بدو گذر می باید کرد، ناکام از بیم هراس.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 131 از «ذکر رابعه عدویه رحمه الله علیها» است.