نثر · شماره 133
نقل است که جماعتی از بزرگان بر رابعه رفتند. رابعه از یکی پرسید: که تو خدایرا از بهر چرا پرستی؟
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 130
گفت: چون این خطاب بشنودم چنان دل از دنیا منقطع گردانیدم و امل کوتاه کردم که سی سال است چنان نماز کردم که هر نمازی که گزاردم چنان دانستم که این واپسین نمازهای من خواهد بود و چنان از خلق سربریده گشتم که چون روز بود از بیم آنکه نباید که کسی مرا از او به خود مشغول کند. گفتم: خداوندا! به خودم مشغول گردان تا مرا از تو مشغول نکنند.
# - 131
نقل است که پیوسته می نالیدی. گفتند: ای عزیزه عالم! هیچ علتی ظاهر نمی بینیم و تو پیوسته با درد و ناله می باشی؟
# - 132
گفت: آری! علتی داریم، از درون سینه، که همه طبیبان عالم از درمان آن عاجزاند. و مرهم جراحت وصال دوست است. تعللی کنیم تا فردا بود که به مقصود برسیم که چون دردزده نه ایم خود را به دردزدگان می نماییم که کم از این نمی باید.
# - 133
نقل است که جماعتی از بزرگان بر رابعه رفتند. رابعه از یکی پرسید: که تو خدایرا از بهر چرا پرستی؟
انتخابشده - 134
گفت: هفت طبقه دوزخ عظمتی دارد و همه را بدو گذر می باید کرد، ناکام از بیم هراس.
# - 135
دیگری گفت: درجات بهشت منزلی شگرف دارد، پس آسایش موعود است.
# - 136
رابعه گفت: به بنده ای بود که خداوند خویش را از بیم و خوف عبادت کند یا به طمع مزد.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 133 از «ذکر رابعه عدویه رحمه الله علیها» است.