نثر · شماره 135
دیگری گفت: درجات بهشت منزلی شگرف دارد، پس آسایش موعود است.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 132
گفت: آری! علتی داریم، از درون سینه، که همه طبیبان عالم از درمان آن عاجزاند. و مرهم جراحت وصال دوست است. تعللی کنیم تا فردا بود که به مقصود برسیم که چون دردزده نه ایم خود را به دردزدگان می نماییم که کم از این نمی باید.
# - 133
نقل است که جماعتی از بزرگان بر رابعه رفتند. رابعه از یکی پرسید: که تو خدایرا از بهر چرا پرستی؟
# - 134
گفت: هفت طبقه دوزخ عظمتی دارد و همه را بدو گذر می باید کرد، ناکام از بیم هراس.
# - 135
دیگری گفت: درجات بهشت منزلی شگرف دارد، پس آسایش موعود است.
انتخابشده - 136
رابعه گفت: به بنده ای بود که خداوند خویش را از بیم و خوف عبادت کند یا به طمع مزد.
# - 137
پس ایشان گفتند: تو چرا می پرستی خدایرا؟ طمع بهشت نیست؟
# - 138
گفت: الجار ثم الدار. گفت ما را نه خود تمام است که دستوری داده اند تا او را پرستیم. اگر بهشت و دوزخ نبودی او را اطاعت نبایستی داشت. استحقاق آن نداشت که بی واسطه تعبد او کنند.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 135 از «ذکر رابعه عدویه رحمه الله علیها» است.