نثر · شماره 178
گفت: بدانکه فردا روزه داریم.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 175
حسن گفت: یک روز نماز دیگر بررابعه رفتم. او چیزی بخواست پخت. گوشت در دیگ افگنده بود، آب در کرده. چون با من در سخن آمد گفت: این سخن خوشتر از دیگ پختن.
# - 176
همچنان حدیث می کرد تا نماز شام بگزاردیم. پاره نانی خشک بیاورد و کوزه آب تا روزه بگشاییم. رابعه رفت تا دیگ برگیرد. دست او بسوخت. نگاه کردیم، دیگ پخته شده بود و می جوشید، به قدرت حق تعالی. بیاورد و با آن گوشت بخوردیم و خوردنی بود که بدان خوش طعامی هرگز نخورده بودیم. رابعه گفت: بیمار برخاسته را دیگ چنین می باید.
# - 177
سفیان گفت: در نزدیک رابعه شدم، درمحراب شد و تا روز نماز می کرد و من در گوشه دیگر نماز می کردم، تا وقت سحر. پس گفتم: به چه شکر کنیم آن را که ما را توفیق داد تا همه شب وی را نماز کردیم.
# - 178
گفت: بدانکه فردا روزه داریم.
انتخابشده - 179
گفت: بار خدایا!اگر مرا فردای قیامت به دوزخ فرستی سری آشکارا کنم که دوزخ از من به هزارساله راه بگریزد.
# - 180
و گفتی: الهی ما را از دنیا هر چه قسمت کرده ای به دشمنان خود ده و هر چه از آخرت قسمت کرده ایی به دوستان خود ده که مرا تو بسی.
# - 181
و گفتی: خداوندا!اگر تو را از بیم دوزخ می پرستم در دوزخم بسوز، و اگر به امید بهشت می پرستم، بر من حرام گردان. و اگر برای تو تو را می پرستیم، جمال باقی دریغ مدار.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 178 از «ذکر رابعه عدویه رحمه الله علیها» است.