نثر · شماره 18
این مرد را عجب آمد. به نزدیک او شد. با خشوعی نماز می کرد. صبر کرد تا فارغ شد. گفت: الضدان لا یجمعان. روز و دزدی چگونه بود، و نماز و مسلمان کشتن با هم چه کار؟
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 15
گفت: به روزه است.
# - 16
گفت: رمضان نیست.
# - 17
گفت: تطوع دارد.
# - 18
این مرد را عجب آمد. به نزدیک او شد. با خشوعی نماز می کرد. صبر کرد تا فارغ شد. گفت: الضدان لا یجمعان. روز و دزدی چگونه بود، و نماز و مسلمان کشتن با هم چه کار؟
انتخابشده - 19
فضیل گفت: قران دانی؟
# - 20
گفت: دانم.
# - 21
گفت: نه آخر حق تعالی می فرماید و اخرون اعترفوا بذنوبهم خلطوا عملا صالحا و آخر سیئا.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 18 از «ذکر فضیل عیاض رحمه الله علیه» است.