کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 41

زن گفت: من هرگز از تو جدا نروم و هرجا که تو باشی با تو باشم.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 38

    گفتند: برکجا؟

    #
  2. 39

    گفت: برجان.

    #
  3. 40

    پس درآمد زن را گفت: ای زن! من قصد خانه خدای را دارم. اگر خواهی تا پای تو گشاده کنم.

    #
  4. 41

    زن گفت: من هرگز از تو جدا نروم و هرجا که تو باشی با تو باشم.

    انتخاب‌شده
  5. 42

    پس برفتند تا به مکه رسیدند. حق تعالی راه برایشان آسان گردانید و آنجا مجاور گشت و بعضی اولیا را دریافت و با امام ابوحنیفه مدتی هم صحبت بود، و روایات عالی دارد و ریاضات شگرف، و در مکه سخن بروگشاده شد، و مکیان بر وی جمع شدند ی، و همه را سخن گفتی، تا حال او چنان گشت که خویشان واقربای او از باورد برخاستند، و به دیدار او آمدند، و در بزدند، و در نگشاد. و ایشان

    #
  6. 43

    بازنمی گشتند.

    #
  7. 44

    فضیل بربام خانه آمد و گفت: اینت بی کار مردمانی که شما هستید، خدای کارتان بدهاد.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 41 از «ذکر فضیل عیاض رحمه الله علیه» است.