کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 72

گفت: خاموش باش! ای هامان! که تو و قوم تو او را هلاک می کنید وآنگاه مرا می گویی او را بکشتی. کشتن این است.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 69

    گفت: دیار اسلام چون خانه تو است و اهل آن عیالان تو. زراباک و اکرم اخاک و احسن علی ولدک. زیارت کن پدر راه و کرامت کن برادر را و نیکویی کن به جای فرزند.

    #
  2. 70

    پس گفت: می ترسم از روی خوب تو که به آتش دوزخ مبتلا شود. از خدای تعالی بترس و جواب خدای را ساخته کن. و بیدار و هوشیار باش که روز قیامت حق تعالی تو را از آن یک یک مسلمان بازخواهد پرسید و انصاف هریک از تو طلب خواهد کرد، اگر شبی پیرزنی درخانه یی بی برگ خفته باشد دامن تو گیرد و بر تو خصمی کند.

    #
  3. 71

    هارون بسی بگریست. چنانکه هوش از او زایل خواست شد. فضل وزیر گفت: بس! که امیرالمومنین را بکشتی.

    #
  4. 72

    گفت: خاموش باش! ای هامان! که تو و قوم تو او را هلاک می کنید وآنگاه مرا می گویی او را بکشتی. کشتن این است.

    انتخاب‌شده
  5. 73

    هارون بدین سخن گریستن زیادت کرد. آنگاه روی به فضل کرد، گفت: تو را هامان از آن می گوید که مرا به جای فرعون نهاد. پس هارون گفت: تو را وام هست؟

    #
  6. 74

    گفت: بلی! وام خداوند است بر من به طاعت. اگر مرا بدین گیرد وای بر من!

    #
  7. 75

    گفت: ای فضیل وام خلق می گویم.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 72 از «ذکر فضیل عیاض رحمه الله علیه» است.