نثر · شماره 74
گفت: بلی! وام خداوند است بر من به طاعت. اگر مرا بدین گیرد وای بر من!
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 71
هارون بسی بگریست. چنانکه هوش از او زایل خواست شد. فضل وزیر گفت: بس! که امیرالمومنین را بکشتی.
# - 72
گفت: خاموش باش! ای هامان! که تو و قوم تو او را هلاک می کنید وآنگاه مرا می گویی او را بکشتی. کشتن این است.
# - 73
هارون بدین سخن گریستن زیادت کرد. آنگاه روی به فضل کرد، گفت: تو را هامان از آن می گوید که مرا به جای فرعون نهاد. پس هارون گفت: تو را وام هست؟
# - 74
گفت: بلی! وام خداوند است بر من به طاعت. اگر مرا بدین گیرد وای بر من!
انتخابشده - 75
گفت: ای فضیل وام خلق می گویم.
# - 76
گفت: سپاس خدایرا عزوجل که مرا از وی نعمت بسیار است و هیچ گاه ندارم تا با بندگانش بگویم پس هارون صره هزار دینار پیش او نهاد که این حلالی است.
# - 77
پس هارون صره دینار پیش او نهاد که این حلالی است. از میراث مادر من است.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 74 از «ذکر فضیل عیاض رحمه الله علیه» است.