نثر · شماره 88
بدانست که آن نه آن کودک می گوید، بل آن تعریفی است به حقیقت از غیرت حق. دست بر سرزدن گرفت. و توبه کرد، ودل از طفل ببرید و دل به حق داد.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 85
گفت: دل چند داری؟
# - 86
گفت: یکی!
# - 87
آنگاه گفت: به یک دل دو دوست توان داشت درحال؟
# - 88
بدانست که آن نه آن کودک می گوید، بل آن تعریفی است به حقیقت از غیرت حق. دست بر سرزدن گرفت. و توبه کرد، ودل از طفل ببرید و دل به حق داد.
انتخابشده - 89
نقل است که یک روز به عرفات ایستاده بود. آن همه خلق می گریستند. با چنان تضرع و زاری گریستن و خواهش کردن. گفت: ای سبحان الله! اگر چندین مردم به یکبار به نزدیک مردی شوند، و از وی یک دانگ سیم خواهند چه گوئید. آنهمه مردم را نومید کند.
# - 90
آن مرد گفت: نه. گفت: برخداوند تعالی آمرزش همه آسانتر است از آنکه آن مرد دانگی سیم که بدهد که او اکرم الاکرمین است. امید آن است که همه را آمرزیده گرداند.
# - 91
در عرفات شبانگاه از او پرسیدند که حال این مردمان چون می بینی؟
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 88 از «ذکر فضیل عیاض رحمه الله علیه» است.