کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 88

بدانست که آن نه آن کودک می گوید، بل آن تعریفی است به حقیقت از غیرت حق. دست بر سرزدن گرفت. و توبه کرد، ودل از طفل ببرید و دل به حق داد.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 85

    گفت: دل چند داری؟

    #
  2. 86

    گفت: یکی!

    #
  3. 87

    آنگاه گفت: به یک دل دو دوست توان داشت درحال؟

    #
  4. 88

    بدانست که آن نه آن کودک می گوید، بل آن تعریفی است به حقیقت از غیرت حق. دست بر سرزدن گرفت. و توبه کرد، ودل از طفل ببرید و دل به حق داد.

    انتخاب‌شده
  5. 89

    نقل است که یک روز به عرفات ایستاده بود. آن همه خلق می گریستند. با چنان تضرع و زاری گریستن و خواهش کردن. گفت: ای سبحان الله! اگر چندین مردم به یکبار به نزدیک مردی شوند، و از وی یک دانگ سیم خواهند چه گوئید. آنهمه مردم را نومید کند.

    #
  6. 90

    آن مرد گفت: نه. گفت: برخداوند تعالی آمرزش همه آسانتر است از آنکه آن مرد دانگی سیم که بدهد که او اکرم الاکرمین است. امید آن است که همه را آمرزیده گرداند.

    #
  7. 91

    در عرفات شبانگاه از او پرسیدند که حال این مردمان چون می بینی؟

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 88 از «ذکر فضیل عیاض رحمه الله علیه» است.