کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 91

در عرفات شبانگاه از او پرسیدند که حال این مردمان چون می بینی؟

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 88

    بدانست که آن نه آن کودک می گوید، بل آن تعریفی است به حقیقت از غیرت حق. دست بر سرزدن گرفت. و توبه کرد، ودل از طفل ببرید و دل به حق داد.

    #
  2. 89

    نقل است که یک روز به عرفات ایستاده بود. آن همه خلق می گریستند. با چنان تضرع و زاری گریستن و خواهش کردن. گفت: ای سبحان الله! اگر چندین مردم به یکبار به نزدیک مردی شوند، و از وی یک دانگ سیم خواهند چه گوئید. آنهمه مردم را نومید کند.

    #
  3. 90

    آن مرد گفت: نه. گفت: برخداوند تعالی آمرزش همه آسانتر است از آنکه آن مرد دانگی سیم که بدهد که او اکرم الاکرمین است. امید آن است که همه را آمرزیده گرداند.

    #
  4. 91

    در عرفات شبانگاه از او پرسیدند که حال این مردمان چون می بینی؟

    انتخاب‌شده
  5. 92

    گفت: همه آمرزیده اند اگر من در میان ایشان نه امی.

    #
  6. 93

    گفتند: چونست که ما هیچ ترسنده نمی بینیم.

    #
  7. 94

    گفت: اگر شما ترسنده بودی ترسگاران از شما پوشیده نبودندی که ترسنده را نبیند مگر ترسنده، و ماتم زدگانرا تواند دید.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 91 از «ذکر فضیل عیاض رحمه الله علیه» است.