کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 119

وگفت: منتی عظیم فراپذیرم از کسی که برمن بگذرد و مرا سلام نکند و چون بیمار شوم به عیادت من نیاید.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 116

    گفت: برای آسایش، و مرا به دیدار تو راحت است.

    #
  2. 117

    گفت: به خدای که این بوحشت نزدیک تر است، و نیامدی الا بدانکه نو مرا فریبی کنی به دروغ و من تورا دروغی برپیمایم و هم از انجا بازگرد و گفتی می خواهم تا بیمار شوم تا به نماز جماعت نباید شد تا خلقم را نباید دید.

    #
  3. 118

    وگفت: اگر توانید که در جایگاهی ساکن شوید که نه کس شما را داند و نه شما کس را، عظیم نیکوبود. چنین کنید.

    #
  4. 119

    وگفت: منتی عظیم فراپذیرم از کسی که برمن بگذرد و مرا سلام نکند و چون بیمار شوم به عیادت من نیاید.

    انتخاب‌شده
  5. 120

    وگفت: چون شب درآید شاد شوم که مرا خلوتی بود بی تفرقه با حق، و چون صبح برآید اندوهگن شوم از کراهیت دیدار خلق که نباید که درآیند، و مرا از این خلوت تشویش دهند.

    #
  6. 121

    وگفت: هرکه را از تنها بودن وحشت بود و به خلق انس دارد از سلامت دور است.

    #
  7. 122

    وگفت: هرکه سخن از عمل شمرد سخنش اندک بود مگر در آنکه او را به کار آید.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 119 از «ذکر فضیل عیاض رحمه الله علیه» است.