نثر · شماره 123
وگفت: هرکه از خدای ترسد زبان او گنگ بود.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 120
وگفت: چون شب درآید شاد شوم که مرا خلوتی بود بی تفرقه با حق، و چون صبح برآید اندوهگن شوم از کراهیت دیدار خلق که نباید که درآیند، و مرا از این خلوت تشویش دهند.
# - 121
وگفت: هرکه را از تنها بودن وحشت بود و به خلق انس دارد از سلامت دور است.
# - 122
وگفت: هرکه سخن از عمل شمرد سخنش اندک بود مگر در آنکه او را به کار آید.
# - 123
وگفت: هرکه از خدای ترسد زبان او گنگ بود.
انتخابشده - 124
وگفت: چون حق تعالی بنده را دوست دارد اندوهش بسیار دهد، و چون دشمنش دارد دنیا بروی فراخ گرداند.
# - 125
وگفت: اگر اندوهگینی در میان امتی بگرید جمله امت را در کار آن اندوهگین کنند.
# - 126
وگفت: هرچیزی را زکوتی است و زکوه عقل اندوه طویل است، چنانکه عجب است که کسی در بهشت بود و می گرید و ازاین است که کان رسول الله صلی الله علیه و سلم متواصل الاحزان.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 123 از «ذکر فضیل عیاض رحمه الله علیه» است.