نثر · شماره 150
وگفت: فتوت در گذاشتن بود از برادران.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 147
وگفت: اگر سوگند خورم که من مرائی ام دوست تر دارم از آنکه سوگند خورم که من مرائی نیم.
# - 148
وگفت: اصل زهد راضی بودن است از حق تعالی به هرچه کند و سزاوارترین خلق به رضای خدای تعالی اهل معرفت اند.
# - 149
وگفت: هرکه خدایرا بشناسد به حق معرفت پرستش او کند به حق طاقت.
# - 150
وگفت: فتوت در گذاشتن بود از برادران.
انتخابشده - 151
وگفت: حقیقت توکل آن است که به غیرالله امید ندارد و از غیر الله نترسد.
# - 152
وگفت: متوکل آن بود که واثق بود به خدای عزوجل که نه خدایرا در هرچه کند متهم دارد و نه شکایت کند. یعنی ظاهر و باطن یک رنگ بود در تسلیم.
# - 153
وگفت: چون تو را گویند خدایرا دوستداری خاموش باش که اگر گویی نه کافر باشی، و اگر گویی دارم فعل تو به فعل دوستان نماند.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 150 از «ذکر فضیل عیاض رحمه الله علیه» است.