نثر · شماره 162
وگفت: خدای عزوجل می گوید ای فرزند آدم اگر تو مرا یاد کنی من تو را یاد کنم و اگر تو مرا فراموش کنی من ترا فراموش کنم و آن ساعت که تو مرا یاد نخواهی کرد آن برتوست نه از توست. اکنون می نگر تا چون می کنی.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 159
وگفت: اگر مرا خبر آید که تو را یک دعا مستجاب است، هرچه خواهی بخواه و من آن دعا در حق سلطان صرف کنم از بهر آنکه اگر در صلاح خویش دعا کنم صلاح من بود تنها و در صلاح سلطان صلاح همه خلق بود.
# - 160
وگفت: دو خصلت است که دل را فاسد کند: بسیار خفتن و بسیار خوردن.
# - 161
وگفت: در شما دو خصلت است که هر دو از جهل است: یکی آنکه می خندید و عجبی ندیده اید و نصیحت می کنید و شب بیدار نبوده اید.
# - 162
وگفت: خدای عزوجل می گوید ای فرزند آدم اگر تو مرا یاد کنی من تو را یاد کنم و اگر تو مرا فراموش کنی من ترا فراموش کنم و آن ساعت که تو مرا یاد نخواهی کرد آن برتوست نه از توست. اکنون می نگر تا چون می کنی.
انتخابشده - 163
وگفت: خدای گفته است یکی از پیغامبران را، که بشارت ده گناه گاران را، که اگر توبه کنید بپذیرم و بترسان صدیقان را که اگر به عدل باایشان کار کنم همه را عقوبت کنم.
# - 164
یک روز کسی بر او درآمد. گفت: مرا پندی ده.
# - 165
گفت: اارباب متفرقون خیر ام الله الواحد القهار. یک روز پسر خود را دید که یک دینار زر می سخت تا بکسی دهد. آن شوخ که در نقش درست زر بود پاک می کرد. گفت: یا پسر این تو را از ده حج و ده عمره فاضلتر.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 162 از «ذکر فضیل عیاض رحمه الله علیه» است.