کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 166

و یکبار پسر او را بول بسته آمد. فضیل دست برداشت. گفت: یا رب! به دوستی من تو را که از این رنجش برهان.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 163

    وگفت: خدای گفته است یکی از پیغامبران را، که بشارت ده گناه گاران را، که اگر توبه کنید بپذیرم و بترسان صدیقان را که اگر به عدل باایشان کار کنم همه را عقوبت کنم.

    #
  2. 164

    یک روز کسی بر او درآمد. گفت: مرا پندی ده.

    #
  3. 165

    گفت: اارباب متفرقون خیر ام الله الواحد القهار. یک روز پسر خود را دید که یک دینار زر می سخت تا بکسی دهد. آن شوخ که در نقش درست زر بود پاک می کرد. گفت: یا پسر این تو را از ده حج و ده عمره فاضلتر.

    #
  4. 166

    و یکبار پسر او را بول بسته آمد. فضیل دست برداشت. گفت: یا رب! به دوستی من تو را که از این رنجش برهان.

    انتخاب‌شده
  5. 167

    هنوز برنخاسته بود که شفا پدید آمده بود. پس در مناجات گفتی: خداوندا! رحمتی بکن که برتوبه من عالمی و عذابم مکن تو که بر من قادری.

    #
  6. 168

    و پس گفتی: الهی مرا گرسنه می داری، و عیال مرا گرسنه می داری، و مرا و عیال مرا برهنه می داری، و مرا به شب چراغ نمی دهی، و تو این با اولیای خویش کنی، به کدام منزلت فضیل این دولت یافت از تو؟

    #
  7. 169

    نقل است که سی سال هیچ کس لب او خندان ندیده بود مگر آن روز که پسرش بمرد، تبسمی کرد. گفتند: خواجه! این چه وقت این است؟

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 166 از «ذکر فضیل عیاض رحمه الله علیه» است.