کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع دوم · شماره 40

ما دوست کشیم و تو نداری سر ما

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 37

    خونریز بود همیشه در کشور ما

    #
  2. 38

    جان عود بود همیشه در مجمر ما

    #
  3. 39

    داری سر ما و گرنه دور از بر ما

    #
  4. 40

    ما دوست کشیم و تو نداری سر ما

    انتخاب‌شده
  5. 41

    نقل است که چهار ده سال در قطع بادیه کرد که همه راه در نماز و تضرع بودتا به نزدیک مکه رسید. پیران حرم خبر یافتند. همه به استقبال او بیرون آمدند. او خویش در پیش قافله انداخت تا کسی او را نشناسد. خادمان از پیش برفتند. ابراهیم را بدیدند، در پیش قافله می آمد. او را ندیده بودند، ندانستند. چون بدو رسیدند گفتند: ابراهیم ادهم نزدیک رسیده است که مشایخ حرم به استقبال او بیرون آمده اند؟

    #
  6. 42

    ابراهیم گفت: چه می خواهید از آن زندیق؟

    #
  7. 43

    ایشان در حال سیلی در او بستند. گفتند: مشایخ مکه به استقبال او می شوند، تو او را زندیق می گویی؟

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 40 از «ذکر ابراهیم بن ادهم رحمه الله علیه» است.