نثر · شماره 64
دیگر پرسید که: قرآن می دانی؟
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 61
آن مرد او را برگرفت تا سوی ابراهیم آورد. مادرش با او به هم برخاست و آمد تا نزدیک ابراهیم؛ و ابراهیم با یاران پیش رکن یمانی نشسته بودند. از دور نگاه کرد. آن یار خود را دید، با آن کودک و مادر ش. چون آن زن او را بدید، بخروشید و صبرش نماند. گفت: اینک پدرت رستخیزی پدید آمد که صفت نتوان کرد.. جمله خلق و یاران یکبار در گریه آمدند. چون پسر به خود بازآمد بر پدر سلام کرد. ابراهیم جواب داد و در کنارش گرفت و گفت: برکدام دینی؟
# - 62
گفت: بر دین اسلام.
# - 63
گفت: الحمدلله.
# - 64
دیگر پرسید که: قرآن می دانی؟
انتخابشده - 65
گفت: دانم.
# - 66
گفت: الحمدالله.
# - 67
گفت: علم آموخته ای؟
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 64 از «ذکر ابراهیم بن ادهم رحمه الله علیه» است.