نثر · شماره 113
و گفت: هیچکس در نیافت پایگاه مردان، به نماز و روزه و غزو و حج مگر بدانکه بدانست که در حلق خویش چه درمی آورد.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 110
نقل است که یکی را گفت: خواهی که از اولیا باشی؟
# - 111
گفت: بلی.
# - 112
گفت: به یک ذره دنیا و آخرت رغبت مکن، و روی به خدای آر به کلیت، و خویشتن از ماسوی الله فارغ گردان، و طعام حلال خور بر تو نه صیام روز است و نه قیام شب.
# - 113
و گفت: هیچکس در نیافت پایگاه مردان، به نماز و روزه و غزو و حج مگر بدانکه بدانست که در حلق خویش چه درمی آورد.
انتخابشده - 114
گفتند: جوانی است صاحب وجد، و حالتی دارد، و ریاضتی شگرف می کند.
# - 115
ابراهیم گفت: مرا آنجا برید تا او را ببینم.
# - 116
ببردند. جوان گفت: مهمان من باش.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 113 از «ذکر ابراهیم بن ادهم رحمه الله علیه» است.