کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 118

گفت: بیا تا بحث حال او کنیم تا هیچ از شیطان در این حالت راه یافته است یا همه خالص است چنانکه می باید.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 115

    ابراهیم گفت: مرا آنجا برید تا او را ببینم.

    #
  2. 116

    ببردند. جوان گفت: مهمان من باش.

    #
  3. 117

    سه روز آنجا باشید و مراقبت حال آن جوان کرد، زیادت از آن بود که گفته بودند، جمله شب بی خواب و بی قرار بود. یک لحظه نمی آسود و نمی خفت. ابراهیم را غیرتی آمد. گفت: ما چنین فسرده و وی جمله شب بی خواب و بی قرار؟

    #
  4. 118

    گفت: بیا تا بحث حال او کنیم تا هیچ از شیطان در این حالت راه یافته است یا همه خالص است چنانکه می باید.

    انتخاب‌شده
  5. 119

    پس با خود گفت: آنچه اساس کار است تفحص باید کرد.

    #
  6. 120

    پس اساس کار و اصل کار لقمه است. بحث لقمه او کرد نه بروجه حلال بود. گفت: الله اکبر! شیطانی است.

    #
  7. 121

    پس جوان را گفت: من سه روز مهمان تو بودم، باز تو بیا و چهل روز مهمان من باش.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 118 از «ذکر ابراهیم بن ادهم رحمه الله علیه» است.