نثر · شماره 120
پس اساس کار و اصل کار لقمه است. بحث لقمه او کرد نه بروجه حلال بود. گفت: الله اکبر! شیطانی است.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 117
سه روز آنجا باشید و مراقبت حال آن جوان کرد، زیادت از آن بود که گفته بودند، جمله شب بی خواب و بی قرار بود. یک لحظه نمی آسود و نمی خفت. ابراهیم را غیرتی آمد. گفت: ما چنین فسرده و وی جمله شب بی خواب و بی قرار؟
# - 118
گفت: بیا تا بحث حال او کنیم تا هیچ از شیطان در این حالت راه یافته است یا همه خالص است چنانکه می باید.
# - 119
پس با خود گفت: آنچه اساس کار است تفحص باید کرد.
# - 120
پس اساس کار و اصل کار لقمه است. بحث لقمه او کرد نه بروجه حلال بود. گفت: الله اکبر! شیطانی است.
انتخابشده - 121
پس جوان را گفت: من سه روز مهمان تو بودم، باز تو بیا و چهل روز مهمان من باش.
# - 122
جوان گفت: چنان کنم.
# - 123
ابراهیم از مزدوری لقمه خوردی. پس جوان را بیاورد و لقمه خویش می داد. جوان را حالتش گم شد و شوقش نماند و عشقش ناپدید گشت. آن گرمی و بی قراری و بی خوابی و گریه وی پاک برفت. ابراهیم را گفت: آخر تو با من چه کردی؟
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 120 از «ذکر ابراهیم بن ادهم رحمه الله علیه» است.