کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 130

گفت: زیرا که یک ساعت از گریستن نمی آسایم، چون بدین صفت باشم خواب مرا چگونه جایز بود؟

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 127

    نقل است که یک روز ابراهیم و شقیق هر دو به هم بودند. شقیق گفت: چرا از خلق می گریزی؟

    #
  2. 128

    گفت: دین خویش در کنار گرفته ام و از این شهر بدان شهر و از این سر کوه بدان سر کوه می گریزم. هر که مرا بیند پندارد که حمالی ام یا وسواس دارم، تا مگر دین از دست ابلیس نگاه دارم، و به سلامت ایمان از دروازه مرگ بیرون برم.

    #
  3. 129

    نقل است که در رمضان به روز گیاه درودی و آنچه بدادندی به درویشان دادی و همه شب نماز کردی و هیچ نخفتی. گفتند: چرا خواب با دیده تو آشنا نشود.

    #
  4. 130

    گفت: زیرا که یک ساعت از گریستن نمی آسایم، چون بدین صفت باشم خواب مرا چگونه جایز بود؟

    انتخاب‌شده
  5. 131

    چون نماز بگزاردی دست به روی خود باز نهادی. گفتی: می ترسم که نباید که به رویم باز زنند.

    #
  6. 132

    نقل است که یک روز هیچ نیافت. گفت: الهی اگرم هیچ ندهی به شکرانه چهارصد رکعت نماز زیادت کنم.

    #
  7. 133

    سه شب دیگر هیچ نیافت. همچنین چهارصد رکعت نماز کرد، تا شب هفتمین رسید. ضعفی در وی پدید آمد. گفت: الهی! اگرم بدهی شاید.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 130 از «ذکر ابراهیم بن ادهم رحمه الله علیه» است.