نثر · شماره 134
در حال جوانی بیامد. گفتش به قوتی حاجت هست؟
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 131
چون نماز بگزاردی دست به روی خود باز نهادی. گفتی: می ترسم که نباید که به رویم باز زنند.
# - 132
نقل است که یک روز هیچ نیافت. گفت: الهی اگرم هیچ ندهی به شکرانه چهارصد رکعت نماز زیادت کنم.
# - 133
سه شب دیگر هیچ نیافت. همچنین چهارصد رکعت نماز کرد، تا شب هفتمین رسید. ضعفی در وی پدید آمد. گفت: الهی! اگرم بدهی شاید.
# - 134
در حال جوانی بیامد. گفتش به قوتی حاجت هست؟
انتخابشده - 135
گفت: هست.
# - 136
او را به خانه برد. چون در روی او نگریست نعره بزد.
# - 137
گفتند: چه بود؟
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 134 از «ذکر ابراهیم بن ادهم رحمه الله علیه» است.