نثر · شماره 157
وقتی مردی گفت: من طاقت این ندارم.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 154
گفت: شما را خفته دیدم. گفتم: مگر چیزی نیافته اید و گرسنه بخفته اید. از جهت شما چیزی می سازم تا چون بیدار شوید تناول کنید.
# - 155
ایشان گفتند: بنگرید که او با ما در چه اندیشه است و ما با او در چه اندیشه بودیم.
# - 156
نقل است که هر که با او صحبت خواستی کرد، شرط بکردی. گفتی: اول من خدمت کنم و بانگ نماز بگویم و هر فتوحی که باشد دنیایی هر دو برابر باشیم.
# - 157
وقتی مردی گفت: من طاقت این ندارم.
انتخابشده - 158
ابراهیم گفت: من در عجبم از صدق تو.
# - 159
نقل است که مردی مدتی در صحبت ابراهیم بود. مفارقت خواست کرد. گفت: یا خواجه! عیبی که در من دیده ای مرا خبر کن.
# - 160
گفت: در تو هیچ عیبی ندیده ام زیرا که در تو به چشم دوستی نگرسته ام. لاجرم هرچه از تو دیده ام مرا خوش آمده است.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 157 از «ذکر ابراهیم بن ادهم رحمه الله علیه» است.