کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 160

گفت: در تو هیچ عیبی ندیده ام زیرا که در تو به چشم دوستی نگرسته ام. لاجرم هرچه از تو دیده ام مرا خوش آمده است.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 157

    وقتی مردی گفت: من طاقت این ندارم.

    #
  2. 158

    ابراهیم گفت: من در عجبم از صدق تو.

    #
  3. 159

    نقل است که مردی مدتی در صحبت ابراهیم بود. مفارقت خواست کرد. گفت: یا خواجه! عیبی که در من دیده ای مرا خبر کن.

    #
  4. 160

    گفت: در تو هیچ عیبی ندیده ام زیرا که در تو به چشم دوستی نگرسته ام. لاجرم هرچه از تو دیده ام مرا خوش آمده است.

    انتخاب‌شده
  5. 161

    نقل است که عیال داری بود. نماز شام می رفت و هیچ چیز نداشت از طعام، و گرسنه بود، و دلتنگ که به اطفال و عیال چه گویم که دست تهی می روم. در دردی عظیم می رفت. ابراهیم را دید ساکن نشسته. گفت: یا ابراهیم! مرا از تو غیرت می آید که تو چنین ساکن و فارغ نشسته ای و من چنین سرگردان و عاجز.

    #
  6. 162

    ابراهیم گفت: هرچه ما کرده ایم از حجها و عبادتهای مقبول و خیرات مبرور این جمله را به تو دادیم. تو یک ساعت اندوه خود را به ما دادی.

    #
  7. 163

    نقل است که معتصم پرسید از ابراهیم که چه پیشه داری؟

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 160 از «ذکر ابراهیم بن ادهم رحمه الله علیه» است.