نثر · شماره 166
گفت: تو ندانسته ای که کارکنان خدای را به پیشه حاجت نیست.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 163
نقل است که معتصم پرسید از ابراهیم که چه پیشه داری؟
# - 164
گفت: دنیا را به طالبان دنیا مانده ام و عقبی را به طالبان عقبی رها کرده ام و بگزیدم. در جهان ذکر خدای و در آن جهان لقای خدای.
# - 165
دیگری از او پرسید: پیشه تو چیست؟
# - 166
گفت: تو ندانسته ای که کارکنان خدای را به پیشه حاجت نیست.
انتخابشده - 167
نقل است که یکی ابراهیم را گفت: ای بخیل!
# - 168
گفت: من در ولادت بلخ مانده ام و ترک ملکی گرفتم، من بخیل باشم؟
# - 169
تا روزی مزینی موی او راست می کرد. مریدی از آن او آنجا بگذشت. گفت: چیزی داری؟
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 166 از «ذکر ابراهیم بن ادهم رحمه الله علیه» است.