کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 172

گفت: می دانم ای بخیل! الغنا غنی القلب لا غنی المال.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 169

    تا روزی مزینی موی او راست می کرد. مریدی از آن او آنجا بگذشت. گفت: چیزی داری؟

    #
  2. 170

    همیانی زر آنجا بنهاد. وی به مزین داد. سایلی برسید، از مزین چیزی بخواست. مزین گفت: برگیر!

    #
  3. 171

    ابراهیم گفت: در همیان زر است.

    #
  4. 172

    گفت: می دانم ای بخیل! الغنا غنی القلب لا غنی المال.

    انتخاب‌شده
  5. 173

    گفت: زر است.

    #
  6. 174

    گفت: ای بطال! به آنکس می دهم که می داند که چیست.

    #
  7. 175

    ابراهیم گفت: هرگز آن شرم را با هیچ مقابله نتوانم کرد، و نفس را به مراد خویش آنجا دیدم.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 172 از «ذکر ابراهیم بن ادهم رحمه الله علیه» است.