کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 181

و گفت: وقتی زاهدی متوکل را دیدم پرسیدم که تو از کجا خوری؟

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 178

    نقل است که یکبار در بادیه بر توکل بودم. چند روز چیزی نیافتم. دوستی داشتم. گفتم: اگر بر وی روم توکلم باطل شود در مسجد شدم و بر زبان براندم که توکلت علی الحی الذی لایموت لا اله الا هو. هاتفی آواز داد که سبحان آن خدایی که پاک گردانیده است روی زمین را، از متوکلان.

    #
  2. 179

    گفتم: چرا؟

    #
  3. 180

    گفت: متوکل که بود؟ آنکه برای لقمه ای که دوستی مجازی به وی دهد راهی دراز در پیش گیرد و آنگاه گوید توکلت علی الحی الذی لایموت، دروغی را توکل نام کرده ای.

    #
  4. 181

    و گفت: وقتی زاهدی متوکل را دیدم پرسیدم که تو از کجا خوری؟

    انتخاب‌شده
  5. 182

    گفت: این علم به نزدیک من نیست. از روزی دهنده پرس مرا با این چه کار؟

    #
  6. 183

    و گفت: وقتی غلامی خریدم. گفتم: چه نامی؟

    #
  7. 184

    گفت: تا چه خوانی؟

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 181 از «ذکر ابراهیم بن ادهم رحمه الله علیه» است.