نثر · شماره 205
گفت: زیرا که دوست داری، آنچه حق دشمن داشته است به درستی این گلخن فانی، که سرای لعب و لهو است، مشغول شده ای و ترک سرای جنات نعیم مقیم گفته ای، ملکی و حیاتی و لذتی و لذتی که آن را نه نقصانی بود و نه انقطاع.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 202
نقل است که روزی جماعتی از مشایخ نشسته بودند. ابراهیم قصد صحبت ایشان کرد. گفتند: برو که هنوز از تو گنبد پادشاهی می آید.
# - 203
با آن کردار او را این گویند، تا دیگران را چه گویند.
# - 204
نقل است که از او پرسیدند: چرا دلها از حق محجوب است؟
# - 205
گفت: زیرا که دوست داری، آنچه حق دشمن داشته است به درستی این گلخن فانی، که سرای لعب و لهو است، مشغول شده ای و ترک سرای جنات نعیم مقیم گفته ای، ملکی و حیاتی و لذتی و لذتی که آن را نه نقصانی بود و نه انقطاع.
انتخابشده - 206
نقل است که یکی گفت: مرا وصیتی بکن.
# - 207
گفت: خداوند را یاد دار و خلق را بگذار.
# - 208
دیگری را وصیت کرد. گفت: بسته بگشای و گشاده ببند.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 205 از «ذکر ابراهیم بن ادهم رحمه الله علیه» است.