نثر · شماره 253
مرد گفت: بدین زاهدی که تویی گمان برم که ابراهیم ادهمی.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 250
نقل است که گفت: وقتی چند روز گرسنه بودم، به خوشه چینی رفتم. هر باری که دامن پر از خوشه کردم، مرا بزدندی و بستاندندی. تا چهل بار چنین کردند. چهل و یکم چنین کردم و هیچ نگفتند. آوازی شنیدم که این چهل بار در مقابله آن چهل سپر زرین است که در پیش تو می بردند.
# - 251
نقل است که گفت: وقتی باغی به من دادند تا نگاه دارم. خداوند باغ آمد و گفت: انار شیرین بیار! بیاوردم، ترش بود. گفت: نار شیرین بیار! طبقی دیگر بیاوردم، باز هم ترش بود. گفت: ای سبحان الله! چندین گاه در باغی باشی، نار شیرین ندانی؟
# - 252
گفت: من باغ تو را نگاه دارم طعم انار ندانم که نچشیده ام.
# - 253
مرد گفت: بدین زاهدی که تویی گمان برم که ابراهیم ادهمی.
انتخابشده - 254
چون این بشنیدم از آنجا برفتم.
# - 255
نقل است که گفت: یک شب جبرییل به خواب دیدم که از آسمان به زمین آمد، صحیفه ای در دست، پرسیدم، که تو چه می خواهی؟
# - 256
گفت: نام دوستان حق می نویسم.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 253 از «ذکر ابراهیم بن ادهم رحمه الله علیه» است.