نثر · شماره 275
گفت: از آنکه هر روز گورستان معمورتر است و شهر خرابتر.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 272
گفت: من سر تو بشکستم، تو مرا دعایی کردی.
# - 273
گفت: آن معاملت تو با من کردی تو را دعای نیک می کردمی. نصیب من از این معاملت که تو کردی بهشت بود. نخواستم که نصیب تو دوزخ بود.
# - 274
گفت: چرا اشارت به گورستان کردی و من آبادانی خواستم؟
# - 275
گفت: از آنکه هر روز گورستان معمورتر است و شهر خرابتر.
انتخابشده - 276
یکی از اولیای حق گفت بهشتیان را به خواب دیدم، هر یکی دامنی پر کرده. گفتم: این چه حالت است.
# - 277
گفتند: ابراهیم ادهم را نادانی سر بشکسته است. او را چون در بهشت آرند فرماید که تا گوهرها برسر او نثار کنند، این دامنها و آستینها پر از آن است.
# - 278
نقل است که وقتی به مستی برگذشت دهانش آلوده بود. آب آورد، و دهان آن مست بشست، و می گفت: دهنی که ذکر حق بر آن دهان رفته باشد آلوده بگذاری بی حرمتی بود.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 275 از «ذکر ابراهیم بن ادهم رحمه الله علیه» است.