کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 277

گفتند: ابراهیم ادهم را نادانی سر بشکسته است. او را چون در بهشت آرند فرماید که تا گوهرها برسر او نثار کنند، این دامنها و آستینها پر از آن است.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 274

    گفت: چرا اشارت به گورستان کردی و من آبادانی خواستم؟

    #
  2. 275

    گفت: از آنکه هر روز گورستان معمورتر است و شهر خرابتر.

    #
  3. 276

    یکی از اولیای حق گفت بهشتیان را به خواب دیدم، هر یکی دامنی پر کرده. گفتم: این چه حالت است.

    #
  4. 277

    گفتند: ابراهیم ادهم را نادانی سر بشکسته است. او را چون در بهشت آرند فرماید که تا گوهرها برسر او نثار کنند، این دامنها و آستینها پر از آن است.

    انتخاب‌شده
  5. 278

    نقل است که وقتی به مستی برگذشت دهانش آلوده بود. آب آورد، و دهان آن مست بشست، و می گفت: دهنی که ذکر حق بر آن دهان رفته باشد آلوده بگذاری بی حرمتی بود.

    #
  6. 279

    چون این مرد بیدار شد او را گفتند: زاهد خراسان دهانت را بشست.

    #
  7. 280

    آن مرد گفت: من نیز توبه کردم.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 277 از «ذکر ابراهیم بن ادهم رحمه الله علیه» است.