نثر · شماره 280
آن مرد گفت: من نیز توبه کردم.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 277
گفتند: ابراهیم ادهم را نادانی سر بشکسته است. او را چون در بهشت آرند فرماید که تا گوهرها برسر او نثار کنند، این دامنها و آستینها پر از آن است.
# - 278
نقل است که وقتی به مستی برگذشت دهانش آلوده بود. آب آورد، و دهان آن مست بشست، و می گفت: دهنی که ذکر حق بر آن دهان رفته باشد آلوده بگذاری بی حرمتی بود.
# - 279
چون این مرد بیدار شد او را گفتند: زاهد خراسان دهانت را بشست.
# - 280
آن مرد گفت: من نیز توبه کردم.
انتخابشده - 281
پس از آن ابراهیم به خواب دید که گفتند: تو از برای ما دهنی شستی ما دل تو را بشستیم.
# - 282
نقل است که صنوبری گوید: در بیت المقدس با ابراهیم بودم. در وقت قیلوله در زیر درخت اناری فروآمد. و رکعتی چند نماز کردیم. . آوازی شنودم از آن درخت که: یا ابا اسحاق! ما را گرامی گردان و از این انارها چیزی بخور.
# - 283
ابراهیم سر در پیش افگنده سه بار درخت همان می گفت. پس درخت گفت: یا با محمد! شفاعت کن تا از انار ما بخورد.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 280 از «ذکر ابراهیم بن ادهم رحمه الله علیه» است.