کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 284

گفتم: یا با اسحاق می شنوی؟

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 281

    پس از آن ابراهیم به خواب دید که گفتند: تو از برای ما دهنی شستی ما دل تو را بشستیم.

    #
  2. 282

    نقل است که صنوبری گوید: در بیت المقدس با ابراهیم بودم. در وقت قیلوله در زیر درخت اناری فروآمد. و رکعتی چند نماز کردیم. . آوازی شنودم از آن درخت که: یا ابا اسحاق! ما را گرامی گردان و از این انارها چیزی بخور.

    #
  3. 283

    ابراهیم سر در پیش افگنده سه بار درخت همان می گفت. پس درخت گفت: یا با محمد! شفاعت کن تا از انار ما بخورد.

    #
  4. 284

    گفتم: یا با اسحاق می شنوی؟

    انتخاب‌شده
  5. 285

    گفت: آری! چنین کنم.

    #
  6. 286

    برخاست و دو انار باز کرد: یکی بخورد و یکی به من داد. ترش بود، و آن درخت کوتاه بود. چون بازگشتم، وقتی باز به آن درخت انار رسیدم، درخت دیدم بزرگ شده، و انار شیرین گشته، و در سالی دوبار انار کردی، و مردمان آن درخت را رمان العابدین نام کردند. به برکت ابراهیم و عابدان در سایه او نشستندی.

    #
  7. 287

    نقل است که با بزرگی بر سر کوهی نشسته بود، و سخن می گفت. این بزرگ از او پرسید: که نشان آن مرد که به کمال رسیده بود چیست؟

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 284 از «ذکر ابراهیم بن ادهم رحمه الله علیه» است.