کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 302

نقل است که وقتی به حج می رفت، دیگران با وی بودند، گفتند: از ما هیچکس زاد و راحله ندارد.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 299

    هزار ماهی از دریا برآمد، هر یکی سوزنی زرین به دهان گرفته. ابراهیم گفت: سوزن خویش خواهم.

    #
  2. 300

    ماهیکی ضعیف برآمد، سوزن او به دهان گرفته. ابراهیم گفت: کمترین چیزی که یافتم به ماندن ملک بلخ این است! دیگرها را تو ندانی.

    #
  3. 301

    نقل است که یک روز به سر چاهی رسید. دلو فروگذاشت، پر زر برآمد. نگوسار کرد. بازفروگذاشت، پرمروارید برآمد. نگوسار کرد، وقتش خوش شد. گفت: الهی خزانه بر من عرضه می کنی، می دانم که تو قادری و دانی که بدین فریفته نشوم. آبم ده تا طهارت کنم.

    #
  4. 302

    نقل است که وقتی به حج می رفت، دیگران با وی بودند، گفتند: از ما هیچکس زاد و راحله ندارد.

    انتخاب‌شده
  5. 303

    ابراهیم گفت: خدایرا استوار دارید در رزق.

    #
  6. 304

    آنگاه گفت: در درخت نگرید، اگر زر طمع دارید زر گردد!

    #
  7. 305

    همه درختان مغیلان زر شده بودند -به قدرت خدای تعالی.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 302 از «ذکر ابراهیم بن ادهم رحمه الله علیه» است.