نثر · شماره 30
گفتم به بشربن الحارث که استاد ماست.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 27
گفتم: در بشر چه گویی؟
# - 28
گفت: از پس او چون او نبود.
# - 29
نقل است که عبدالله جلا گوید: ذوالنون را دیدم، او را عبادت بود؛ و سهل را دیدم او را اشارت بود؛ و بشر را دیدم او را ورع بود. مرا گفتند تو به کدام مایلتری؟
# - 30
گفتم به بشربن الحارث که استاد ماست.
انتخابشده - 31
نقل است که هفت قمطره از کتب حدیث داشت، در زیر خاک دفن کرد. روایت نکرد. گفت: از آن روایت نمی کنم که در خود شهوت می بینم. اگر شهوت دل خاموشی بینم روایت کنم.
# - 32
نقل است که بشر را گفتند بغداد مختلط شده است. بل که بیشتر حرام است. تو چه می خوری؟
# - 33
گفت: از این می خورم که شما می خورید، و از این می آشامم که شما می آشامید.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 30 از «ذکر بشر حافی رحمه الله علیه» است.