کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 37

یکی از او پرسید: چه چیز نان خورش کنم؟

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 34

    گفتند: پس به چه رسیدی بدین منزلت؟

    #
  2. 35

    گفت: به لقمه ای کم از لقمه ای و به دستی کوتاهتر از دستی و کسی که می خورد و می گرید با کسی که می خورد و می خندد برابر نبود.

    #
  3. 36

    پس گفت: حلال اسراف نپذیرد.

    #
  4. 37

    یکی از او پرسید: چه چیز نان خورش کنم؟

    انتخاب‌شده
  5. 38

    گفت: عافیت نان خورش کن.

    #
  6. 39

    نقل است که مدت چهل سال او را بریان آرزو می کرد و بهاء آن او را به دست نیامده بود، و گویند سالها بود تا دلش باقلا می خواست و نخورده بود.

    #
  7. 40

    نقل است که هرگز آب از جویی که سلطانیان کنده بودندی نخوردی.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 37 از «ذکر بشر حافی رحمه الله علیه» است.