کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 40

نقل است که هرگز آب از جویی که سلطانیان کنده بودندی نخوردی.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 37

    یکی از او پرسید: چه چیز نان خورش کنم؟

    #
  2. 38

    گفت: عافیت نان خورش کن.

    #
  3. 39

    نقل است که مدت چهل سال او را بریان آرزو می کرد و بهاء آن او را به دست نیامده بود، و گویند سالها بود تا دلش باقلا می خواست و نخورده بود.

    #
  4. 40

    نقل است که هرگز آب از جویی که سلطانیان کنده بودندی نخوردی.

    انتخاب‌شده
  5. 41

    یکی از بزرگان گفت: به نزد بشر بودم، سرمایی بود سخت. او را دیدم برهنه، می لرزید. گفتم: یا با نصر!در چنین وقت جامه زیادت کنند، تو بیرون کرده ای؟

    #
  6. 42

    گفت: درویشان را یاد کردم و مال نداشتم که به ایشان مواسات کنم. خواستم که به تن موافقت کنم.

    #
  7. 43

    از او پرسیدند بدین منزلت از بچه رسیدی؟

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 40 از «ذکر بشر حافی رحمه الله علیه» است.