نثر · شماره 60
گفت: رغبت حج بیشتر می بینم.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 57
«نقلست که بشر گفت روزی بخانه درآمدم مردی را دیدم گفتم تو کیستی که بی دستوری درآمدی گفت برادر تو خضرم گفتم رعا کن مرا گفت خدای گزاردن طاعت خود بر تو آسان گرداناد و گفت طاعت تو بر تو پوشیده گرداناد»
# - 58
نقل است که یکی با بشر مشورت کرد که دوهزار درم دارم. حلال می خواهم که به حج شوم.
# - 59
گفت: توبه تماشا می روی. اگر برای رضای خدای می روی برو وام کسی بگزار، یا بده به یتیم و به مردی مقل حال، که آن راحت که به دل مسلمانی رسد از صد حج اسلام پسندیده تر.
# - 60
گفت: رغبت حج بیشتر می بینم.
انتخابشده - 61
گفت: از آنکه مالها نه از وجه نیکو به دست آورده ای، تا بناوجوه خرج نکنی قرار نگیری.
# - 62
نقل است که بشر بر گورستان گذر کرد. گفت: همه اهل گورستان را دیدم، بر سر کوه آمد و شغبی در ایشان افتاده و با یکدگر منازعه می کردند، چنانکه کسی قسمت کند چیزی.
# - 63
گفتم: بار خدایا! مرا شناسا گردان تا این چه حال است؟ مرا گفتند آنجا برو و بپرس. رفتم و پرسیدم. گفتند: یک هفته است که مردی از مردان دین بر ما گذر کرد و به سه بار قل هو الله احد برخواند، و ثواب به ما داد. یک هفته است تا ما ثواب آن را قسمت می کنیم. هنوز فارغ نگشته ایم.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 60 از «ذکر بشر حافی رحمه الله علیه» است.