نثر · شماره 87
و گفت: با هیچ کس ننشستم و هیچکس با من ننشست که چون از هم جدا شدیم مرا یقین نشدکه اگر به هم ننشستیمی هر دو را به بودی.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 84
و گفت: سلامی بر ابنای دنیا کنید، به دست داشتن سلام بر ایشان
# - 85
و گفت: نگریستن بر بخیل دل را سخت گرداند.
# - 86
و گفت: ادب دست به داشتن میان برادران، ادب است.
# - 87
و گفت: با هیچ کس ننشستم و هیچکس با من ننشست که چون از هم جدا شدیم مرا یقین نشدکه اگر به هم ننشستیمی هر دو را به بودی.
انتخابشده - 88
و گفت: من کاره مرگم و کاره مرگ نبود مگر کسی که در شک بود.
# - 89
و گفت: کامل نباشی تا دشمن تو ایمن نبود.
# - 90
و گفت: اگر خدای را طاعت نمی داری، باری معصیتش مکن.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 87 از «ذکر بشر حافی رحمه الله علیه» است.