نثر · شماره 94
و گفت: اگر همه عمر در دنیا به سجده شکر مشغول گردی، شکر آن نگزارده باشی که او در ازل حدیث دوستان کرد. جهد کن تا از دوستان باشی.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 91
یکی در پیش او گفت: توکلت علی الله.
# - 92
بشر گفت: بر خدای دروغ می گویی. اگر بر او توکل کرده بودی، بدانچه او کند راضی بودی.
# - 93
و گفت: اگر تو را چیزی عجب آید از سخن گفتن خاموش باش و چون از خاموشی عجب آید سخن گوی.
# - 94
و گفت: اگر همه عمر در دنیا به سجده شکر مشغول گردی، شکر آن نگزارده باشی که او در ازل حدیث دوستان کرد. جهد کن تا از دوستان باشی.
انتخابشده - 95
چون وقت مرگش درآمد در اضطرابی عظیم بود و در حالتی عجب. گفنتند: مگر زندگانی را دوست می داری؟
# - 96
گفت: نی!ولیکن به حضرت پادشاه پادشاهان شدن صعب است.
# - 97
نقل است که در مرض موت بودی و یکی درآمد و از دست تنگی روزگار شکایت کرد. پیراهن بدو داد و پیراهنی به عاریت بستد و بدان پیرهن به دار آخرت خرامید.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 94 از «ذکر بشر حافی رحمه الله علیه» است.