کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 5

ذوالنون گفت: پنداشتم که خون مسلمانی ریخته است، یا کبیره ای آورده است.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 2

    گریه بر من افتاد. عابد آواز گریه بشنید. گفت: کیست که رحم می کند بر کسی که شرمش اندک است و جرمش بسیار؟

    #
  2. 3

    گفت: به نزدیک او رفتم و سلام کردم. گفتم: این چه حالت است؟

    #
  3. 4

    گفت: این تن با من قرار نمی گیرد در طاعت حق تعالی، و با خلق آمیختن می خواهد.

    #
  4. 5

    ذوالنون گفت: پنداشتم که خون مسلمانی ریخته است، یا کبیره ای آورده است.

    انتخاب‌شده
  5. 6

    گفت: ندانسته ای که چون با خلق آمیختی همه چیز از پس آن آید؟

    #
  6. 7

    گفت: هول زاهدی.

    #
  7. 8

    گفت: از من زاهدتر می خواهی که بینی؟

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 5 از «ذکر ذالنون مصری رحمه الله علیه» است.