نثر · شماره 127
و گفت: اگر تو را به خلق انس است طمع مدار که هرگزت به خدای انس پدید آید.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 124
و گفت: هیچ طبیب ندیدم جاهلتر از آنکه مستان را در وقت مستی معالجه کند. یعنی سخن گفتن کسی را که او مست دنیا باشد بی فایده بود. پس گفت مست را دوا نیست مگر هشیار شود، آنگاه به توبه دوای او کنند.
# - 125
و گفت: خدای عز وجل عزیز نکند بنده ای را به عزی عزیزتر از آنکه به وی نماید خواری نفس خویش، و ذلیل نکند بنده ای را به ذلی ذلیلتر از آنکه محجوب کند او را تا ذل نفس نبیند.
# - 126
و گفت: باری نیکو بازدارنده از شهوات، پاس چشم و گوش داشتن است.
# - 127
و گفت: اگر تو را به خلق انس است طمع مدار که هرگزت به خدای انس پدید آید.
انتخابشده - 128
و گفت: هیچ چیز ندیدم رساننده تر به اخلاص از خلوت، که هر که خلوت گرفت جز خدای هیچ نبیند، و هرکه خلوت دوست دارد تعلق گیرد. به عمود اخلاص، و دست زند بر رکنی از ارکان صدق.
# - 129
و گفت: به اول قدم هرچه جویی یابی. یعنی اگر هیچ می نیابی نشانی است که هنوز در این راه یک قدم ننهاده ای که تاذره ای از وجود می ماند قدم در راه نداری.
# - 130
و گفت: گناه مقربان حسنات ابرار است.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 127 از «ذکر ذالنون مصری رحمه الله علیه» است.