نثر · شماره 161
و گفت: ذکر خدای غذای جان من است، و ثنا بر او شراب جان من است، و حیا از او لباس جان من است.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 158
و گفت: خوف چنان باید که از رجاء به قوتتر بود که اگر رجا غالب آید دل مشوش شود.
# - 159
و گفت: طلب حاجت به زبان فقر کنند نه به زبان حکم.
# - 160
و گفت: دوام درویشی با تخلیط دوست تر دارم از آنکه دوام صفا با عجب.
# - 161
و گفت: ذکر خدای غذای جان من است، و ثنا بر او شراب جان من است، و حیا از او لباس جان من است.
انتخابشده - 162
و گفت: شرم هیبت بود اندر دل با وحشت از آنچه بر تورفته است، از ناکردنیها.
# - 163
و گفت: دوستی تو را به سخن آرد، و شرم خاموش کند وخوف بی آرام گرداند.
# - 164
و گفت: تقوی آن بود که ظاهر آلوده نکند به معاصیها، و باطن به فضول، و با خدای عزوجل بر مقام ایستاده بود.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 161 از «ذکر ذالنون مصری رحمه الله علیه» است.