کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 170

و گفت: سماع وارد حق است که دلها بدو برانگیزد، و بر طلب وی حریص کند هر که آن را به حق شنود، به حق راه یابد، و هرکه به نفس شنود در زندقه افتد.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 167

    «و گفت: صدق زبانی محزونست و سخن بحق گفتن موزون.

    #
  2. 168

    و گفت : مراقبت آنستکه ایثارکنی آنچه حق برگزیده است یعنی آنچه بهتر بود ایثار کنی و عظیم دانی آنچه خدای آنرا عظیم داشته است و چون از تو ذره در وجود آید به سبب ایثار بگوشه چشم بدان بازننگری و آنرا از فضل خدای بینی نه از خویش و دنیا و هر چه آنرا خرد شمرده است بدان التفات نکنی و دست ازین نیز بیفشانی و خویشتن را درین اعراض کردن در میان نه بینی»

    #
  3. 169

    و گفت: وجد سری است در دل.

    #
  4. 170

    و گفت: سماع وارد حق است که دلها بدو برانگیزد، و بر طلب وی حریص کند هر که آن را به حق شنود، به حق راه یابد، و هرکه به نفس شنود در زندقه افتد.

    انتخاب‌شده
  5. 171

    و گفت: توکل از طاعت خدایان بسیار بیرون آمده است و به طاعت یک خدای مشغول بودن، و از سببها بریدن.

    #
  6. 172

    و گفت: توکل خود را در صفت بندگی داشتن است، و از صفت خداوندی بیرون آمدن.

    #
  7. 173

    و گفت: توکل دست بداشتن تدبیر بود، و بیرون آمدن از قوت و حیلت خویش.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 170 از «ذکر ذالنون مصری رحمه الله علیه» است.