کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 175

و گفت: اولیا را چون در عیش انس اندازند گویی با ایشان خطاب می کنند در بهشت به زبان نور، و چون در عیش هیبت اندازند گویی با ایشان خطاب می کنند.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 172

    و گفت: توکل خود را در صفت بندگی داشتن است، و از صفت خداوندی بیرون آمدن.

    #
  2. 173

    و گفت: توکل دست بداشتن تدبیر بود، و بیرون آمدن از قوت و حیلت خویش.

    #
  3. 174

    و گفت: انس آن است که صاحب او را وحشت پدید آید از دنیا و از خلق، مگر از اولیا ء حق از جهت آنکه انس گرفتن با اولیا، انس گرفتن است به خدای.

    #
  4. 175

    و گفت: اولیا را چون در عیش انس اندازند گویی با ایشان خطاب می کنند در بهشت به زبان نور، و چون در عیش هیبت اندازند گویی با ایشان خطاب می کنند.

    انتخاب‌شده
  5. 176

    و گفت: فروتر منزل انس گرفتگان به خدای آن بود که اگر ایشان را به آتش بسوزند یک ذره همت ایشان غایب نماند از آنکه بدو انس دارند.

    #
  6. 177

    و گفت: علامت انس آن است که به خلقت انس ندهند. انس با نفس خویشت دهند تا با خلقت وحشت دهند، پس با نفس خویشت انس دهند.

    #
  7. 178

    و گفت: مفتاح عبادت فکرت است و نشان رسیدن مخالفت نفس و هواست، و مخالفت آن ترک آرزوهاست. هرکه مداومت کند بر فکرت به دل، عالم غیب ببیند به روح.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 175 از «ذکر ذالنون مصری رحمه الله علیه» است.