نثر · شماره 187
و گفت: هرچه از چشمها بینند نسبت آن با علم بود، و هرچه از دلها بدانند نسبت آن، با یقین بود.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 184
و گفت: اخلاص آن بود که طاعت از دشمن نگاه دارد تا تباه نکند.
# - 185
و گفت: سه چیز علامت اخلاص است. یکی آنکه مدح و ذم نزدیک او یکی بود، و رویت اعمال فراموش کند. هیچ ثواب واجب ندارد در آخرت بدان عمل.
# - 186
و گفت: هیچ چیز ندیدم سخت تر از اخلاص در خلوت.
# - 187
و گفت: هرچه از چشمها بینند نسبت آن با علم بود، و هرچه از دلها بدانند نسبت آن، با یقین بود.
انتخابشده - 188
و گفت: سه چیز از نشان یقین است، یکی نظر به حق کردن است، در همه چیزی، دوم رجوع کردن است با حق در همه کاری، سوم یاری خواستن است از او در همه حالی.
# - 189
و گفت: سه چیز از نشان یقین است، یکی نظر به حق کردن است در همه چیزی، دوم رجوع کردن است با حق در همه کاری؛ سوم یاری خواستن است از او در همه حال.
# - 190
و گفت: صبر ثمره یقین است.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 187 از «ذکر ذالنون مصری رحمه الله علیه» است.