نثر · شماره 242
گفت: از هرچه گذشت و از هرچه هنوز نیامده است اندیشه مکن و نقد وقت را باش.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 239
یکی دیگر وصیتی خواست. گفت: شک را اختیار مکن بر یقین و راضی مشو از نفس خویش تا آرام نگیرد، و اگر بلایی رو به تو آورد آن را به صبر تحمل کن و لازم درگاه خدای باش.
# - 240
کسی دیگر وصیتی خواست. گفت: همت خویش از پیش و پس مفرست.
# - 241
گفت: این سخن را شرحی ده.
# - 242
گفت: از هرچه گذشت و از هرچه هنوز نیامده است اندیشه مکن و نقد وقت را باش.
انتخابشده - 243
پرسیدند: که صوفیان چه کس اند؟
# - 244
گفت: مردمانی که خدای را بر همه چیزی بگزینند و خدای ایشان را بر همه بگزیند.
# - 245
کسی بر او آمد و گفت: دلالت کن مرا بر حق.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 242 از «ذکر ذالنون مصری رحمه الله علیه» است.