نثر · شماره 255
پرسیدند از کمال معرفت نفس.
شاعرعطارقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 252
گفت: تحیر! بعد از آن افتقار، بعد از آن اتصال، بعد از آن حیرت.
# - 253
پرسیدند از عمل عارف.
# - 254
گفت: آنکه ناظر حق بود در کل احوال.
# - 255
پرسیدند از کمال معرفت نفس.
انتخابشده - 256
گفت: کمال معرفت نفس گمان بد بردن است (بدو)، و هرگز گمان نیکو نابردن.
# - 257
و گفت: حقایق قلوب، فراموش کردن نصیبه نفوس است.
# - 258
و گفت: از خدای دورترین کسی است که در ظاهر اشارت او به خدای بیشتر است. یعنی پنهان دارد.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 255 از «ذکر ذالنون مصری رحمه الله علیه» است.