کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 269

چون وفات کرد، بر پیشانی او دیدند نوشته به خطی سبز: هذا حبیب الله مات فی حب الله هذا قتیل الله بسیف الله. چون جنازه اش برداشتند آفتاب عظیم گرم بود. مرغان هوا بیامدند و پر در پر گذاشتند. و جنازه او در سایه داشتند، از خانه او تا لب گور - و در راه که او را می بردند موذنی بانگ می گفت. چون به کلمه شهادت رسید انگشت ادوطا برآورد. فریاد از مردمان برآمد که زنده است. جنازه بنهادند، و انگشت گشاده بود، او مرده هرچند جهد کردند انگشت به جای خود نشد. اهل مصر که آن حالت بدیدند جمله تشویر خوردند و گفتند: توبه کردیم. از جفاها که با وی کرده بودند وکارها کردند بر سر خاک او که صفت نتوان کرد. رحمه الله علیه.

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 266

    ذوالنون را گفتند: در وقت نزع که وصیتی کن.

    #
  2. 267

    گفت: مرا مشغول مدارید که در تعجب مانده ام، در نیکوییهای او.

    #
  3. 268

    پس وفات کرد. در آن شب که از دنیا برفت، هفتاد کس پیغمبر را به خواب دیدند. گفتند: گفت دوست خدای خواست آمدن به استقبال او آمده ایم.

    #
  4. 269

    چون وفات کرد، بر پیشانی او دیدند نوشته به خطی سبز: هذا حبیب الله مات فی حب الله هذا قتیل الله بسیف الله. چون جنازه اش برداشتند آفتاب عظیم گرم بود. مرغان هوا بیامدند و پر در پر گذاشتند. و جنازه او در سایه داشتند، از خانه او تا لب گور - و در راه که او را می بردند موذنی بانگ می گفت. چون به کلمه شهادت رسید انگشت ادوطا برآورد. فریاد از مردمان برآمد که زنده است. جنازه بنهادند، و انگشت گشاده بود، او مرده هرچند جهد کردند انگشت به جای خود نشد. اهل مصر که آن حالت بدیدند جمله تشویر خوردند و گفتند: توبه کردیم. از جفاها که با وی کرده بودند وکارها کردند بر سر خاک او که صفت نتوان کرد. رحمه الله علیه.

    انتخاب‌شده

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 269 از «ذکر ذالنون مصری رحمه الله علیه» است.