نثر · شماره 5
گفت: دولت مادر زاد.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 2
و هم او گفت: نهایت میدان جمله روندگان که به توحید روانند، بدایت میدان این خراسانی است. جمله مردان که به بدایت قدم او رسند همه در گردند و فروشوند و نمانند. دلیل بر این سخن آن است که بایزید می گوید: دویست سال به بوستان برگذرد تا چون ما گلی در رسد.
# - 3
و شیخ ابوسعید ابوالخیر رحمهالله علیه می گوید: هژده هزار عالم از بایزید پر می بینم و بایزید در میانه نبینم. یعنی آنچه بایزید است در حق محو است. جد وی گبر بود، و از بزرگان بسطام یکی پدر وی بود. واقعه با او همراه بوده است از شکم مادر. چنانکه مادرش نقل کند: هرگاه که لقمه به شبهت در دهان نهادمی، تو در شکم من در طپیدن آمدی، و قرار نگرفتی تا بارانداختمی.
# - 4
و مصداق این سخن آن است که از شیخ پرسیدند که مرد را در این طریق چه بهتر؟
# - 5
گفت: دولت مادر زاد.
انتخابشده - 6
گفتند: اگر نبود؟
# - 7
گفت: تنی توانا.
# - 8
گفتند: اگر نبود؟ گفت گوشی شنوا، گفتند اگر نبود؟
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 5 از «ذکر بایزید بسطامی رحمه الله علیه» است.